مگر فوتبال ما چند تا آقا رضا دارد؟سال 1365 یا 1366 بود و در کوران مسابقات لیگ قدس ُ تیم خوزستان با تهران الف در امجدیه بازی داشتند. 90 دقیقه تیم خوزستان رو تشویق می کردیم .خوزستان ُ برزیلتهتهران الف - سوراخه اینجا شده رقاص خونه - نکو داره می رقصونهو...بازی یک - یک تمام شد اما نکته ی مهم بازی اشکهای احمد نکوبین بعد از بازی بود!!!احمد نکو میگفت : نیمه اول یکی دوباری که مجید نامجو رو جا گذاشتم با توهین و متلک می رفت روی اعصابم ُ اما وقتی بهش توجهی نکردم و به فوتبال خودم مشغول بودم اوایل نیمه دوم یه گوشه ی زمین به من نزدیک شد و گفت : مردونگی کن و برو بیرون !!! اینطوری که داری منو میـu200dچرخونی آبروم میره!!!احمد نکو میگفت : آخه این چه عدالتیه ؟ دو هفته دیگه این بابا میره تیم ملی اما من و امثال من اصن دیده نمیشیم.!!!رضا مجدی دروازه بان سالهای دور آبادان و صنعت نفت و مربی فهیم ُ دلسوز و استعداد یاب فوتبال خوزستان و آبادان شهر را از یک بزرگ دیگر خالی کرد و به دیار باقی شتافت. بعد از دهداری و سالیا و فاروق فتاحی و... شهرما حسابی خالی تر از قبل شده است.در دهه 60 در تیم مهاجرین تهران شاگرد ایشان بودم . اقا رضا خودش در سالیان دور دروازه بان بود و همین باعث میشد به ما هنرجوهای جوانتر نگاه خاصی داشته باشد. گفتم هنرجو چون آقا رضا اساسا گلری را هنر میدانست. میگفت گلرهادر تیم فوتبال چیزی شبیه (مترونوم ) در موسیقی هستند.تنظیم همه چیز با اونهاست . چقدر این مرد بزرگ بود و شریف.وقتی با تیم جوانان مهاجرین در رقابتهای دسته یک تهران حضور داشتیم ُ شبی که فردایش با تهرانجوان بازی داشتیم ُ در اردوی هتل هجرت که خوابگاه جنگزدگان شده بود (یادش بخیر که دیگر وجود ندارد و حالا ترمینال تاکسی های سید خندان شده
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی
تاريخ: سه
شنبه
13 دی
1401 ساعت: 2:33